مردی میآيد که دستانش بوی کرامت، پيشانیاش بوی بندگی و گامهايش، ندای ايستادگی سر میدهد. بهار به حيرت میايستد، باد سجده میکند و خورشيد، شکرانه میدهد.
امام عليبنحسينبنعليبنابيطالب عليهالسلام مشهور به سجاد، چهارمين امام شيعيان بنا به قولي مشهور، در پنجم شعبان سال 38 هجري قمري متولد شدند. امام زينالعابدين عليهالسلام زماني ديده به جهان گشود كه زمام امور در دست جد بزرگوارش امام عليبنابيطالب عليهالسلام بود. آن حضرت 3 سال از خلافت علوي و حكومت چند ماهه امام حسن عليهالسلام را درك كرد. امام سجاد عليهالسلام در عاشوراي سال 61 هجري قمري حضور داشت و در آن واقعه به صورتي معجزهآسا نجات يافت و پس از شهادت پدرش امام حسين عليهالسلام مسئوليت زمامداري شيعيان از جانب خدا بر عهده او گذاشته شد.
هر كه كرامت و بزرگوارى نفس داشته باشد، دنيا را پَست انگارد.
امام سجاد (ع)








رسالتها در عصر امام سجاد عليه السلام:
مردم مسلمان عصر امام عليهالسلام به علت تبليغات و فعاليتهاي سياسي و فرهنگي حكومتهاي نامشروع در برابر حقايق سياسي و مذهبي در نهايت جهالت و بيديني به سر ميبردند. بدعتها و عقايد گمراهكننده و باطل به عنوان احكام و عقايد مذهبي، مورد اعتقاد و عمل مسلمانان قرار گرفته بود. در چنين شرايطي، بزرگترين و مهمترين مسئوليت امام سجاد عليهالسلام، احياي مجدد اسلام ناب محمدي (ص)، تبيين جايگاه امامت و رهبري اهل بيت عليهالسلام، مبارزه با جهالت سياسي و مذهبي مردم و تربيت مجاهدان واقعي بود. امام عليهالسلام ميبايد در برابر حقايق سياسي اسلام روشنگري ميكردند به ويژه كه درباره امامت و رهبري و افشاگري عليه حكومتهاي غاصب و ظالم و ترويج فرهنگ جهاد و شهادت لازم بود كه شيعيان و مسلمانان را براي مبارزه و جهاد عليه ظلم، بدعت و گمراهي آماده ميساختند. آن حضرت موفق شدند كه در سختترين شرايط و با استفاده از ظريفترين شيوههاي تبليغاتي و مبارزاتي، در اهداف خويش موفق و پيروز شوند.
خشنودى از پيشامدهاى ناخوشايند، بلندترين درجه يقين است.
امام سجاد (ع)

ميلاد شبهپيامبر علياكبر(ع) و روز جوان مبارك

ای سرو بوستان ایستادگی!
ای زیباترین گل باغ حسین (ع)!
ای جوان رعنا و رشید حسین (ع)،
ای علی(ع) را یادگار! ای علی اکبر!
گلستانی از زیباترین گلهای فداکاری!
و دریایی از آبیِ عطوفت را در دل خود، جمع داشتی،
لوح عاشورا، در انتظارِ قلم شمشیر تو نشسته
تا خاطره دلیرمردیهای بدر و حنین را بر آن نقش نمایی
و تمثال قدمهای رسول خدا (ص) را بر پهنه کربلا حک کنی.
تو که در صورت و سیرت شبیهترین بودی به پیامبـر خیر و برکت (ص)! ســـلام و درود بیپایان بر صورت و سیرت پیامبر گونهات.
حضرت علي اکبر (ع) فرزند بزرگ امام حسين (ع) در سال 33 قمری در مدينه دیده به جهان گشودند. مادر بزرگوار ايشان ليلا دختر ابى مره ميباشد. وي زمانى چند در خانه امام حسين عليهالسلام به سر برد و روزگارى در زير سايه حسين (ع) بزیست. ليلا براى امام حسين (ع) پسرى آورد، رشيد، دلير، زيبا، شبيهترين كس به رسول خدا (ص)، رويش روىِ رسول، خويش خويِ رسول، گفت و گويش، گفت و گوىِ رسول خدا (ص)؛ هر كسى كه آرزوى ديدار رسول خدا را داشت بر چهره پسر ليلا مىنگريست، تا آنجا که پدر بزرگوارش ميفرمايد:
«هرگاه مشتاق ديدار پيامبر مىشديم به چهره او مىنگريستيم»؛
به همين جهت روز عاشورا وقتى اذن ميدان طلبيد و عازم جبهه پيكار شد، امام حسين (ع) چهره به آسمان گرفت و گفت:«اللّهم اشهد على هؤلاء القوم فقد برز اليهم غلام اشبه الناس برسولك محمد خلقا و خلقا و منطقا و كنا اذا اشتقنا الى رؤية نبيك نظرنا اليه...».
او اولين شهيد عاشورا از بنى هاشم بود. شجاعت و دلاورى حضرت علىاكبر(ع) و رزمآورى و بصيرت دينى و سياسى او، در سفر كربلا به ويژه در روز عاشورا تجلى كرد. سخنان و فداكاريهايش دليل آن است. وقتى امام حسين (ع) از منزلگاه «قصر بنى مقاتل» گذشت، روى اسب چشمان او را خوابى ربود و پس از بيدارى «انا لله و انا اليه راجعون» گفت و سه بار اين جمله و حمد الهى را تكرار كرد. حضرت على اكبر (ع) وقتى سبب اين حمد و استرجاع را پرسيد، حضرت فرمود: در خواب ديدم سوارى میگويد اين كاروان به سوى مرگ میرود. پرسيد: مگر ما بر حق نيستيم؟ فرمود: چرا. پس گفت: «فاننا اذن لا نبالى ان نموت محقين» پس باكى از مرگ در راه حق نداريم!
روز عاشورا نيز پس از شهادت ياران امام، اولين كسى كه اجازه ميدان طلبيد تا جان را فداى دين كند، او بود. اگر چه به ميدان رفتن او بر اهل بيت و بر امام بسيار سخت بود، ولى از ايثار و روحيه جانبازى او جز اين انتظار نبود. وقتى به ميدان میرفت، امام حسين (ع) در سخنانى سوزناك به آستان الهى، آن قوم ناجوانمرد را كه دعوت كردند ولى تيغ به رويشان كشيدند، نفرين كرد. علىاكبر چندين بار به ميدان رفت و رزمهاى شجاعانهاى با انبوه سپاه دشمن نمود.
استاد بزرگوار دكتر سنگري در مورد رزم و شهادت اين شهيد تشنهلب نقل قول زيبايي دارند:
هر بار كه علياكبر(ع) به خيل دشمن ميزد، امام حسين(ع) در طول مدت رزم چشم از او برنميگرفت و شبهپيامبر هم هرگاه از عطش بيتاب ميشد لحظاتي به سوي پدر برميگشت. تا اينكه پس از جدالهاي بيامان وقتي خود را در برابر عطش بيتاب ديد رو به جانب پدر آورد و سر بر دامنش نهاد و از عطش ناليد و گفت: ياابا! بيش از اين تاب تشنگي ندارم. در حقيقت حضرت علياكبر به پدر ميگفت: تا تو چشم به من دوختهاي نگاهت چون جوشني محافظ من است، از من چشم برگير كه ديگر تاب تشنگي ندارم و بگذار اين جوشن كنار رود و من با شهادت از عطش خلاص گردم.
پس از شهادت، امام حسين (ع) صورت بر چهره خونين حضرت علىاكبر(ع) نهاد و دشمن را باز هم نفرين كرد: «قتل الله قوما قتلوك...». حضرت علىاكبر(ع)، نزديكترين شهيدى است كه با امام حسين«ع» دفن شده است. مدفن او پايين پاى ضریح مقدس اباعبد الله الحسين«ع»، در کربلای معلّی قرار دارد.