تبليغاتX
//adame copy JavaScript Codes
عشقولانه

ميلاد ثامن الحجج

حضرت امام رضا (ع)

بر همه دوستان عزيزم مبارك باد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 17:50  توسط golbargkhanoom | 
هنگامی که سرسجاده نیاز، من و تو با هم خلوت می کنیم، 

فقط دلم به این خوش است که صدایم را می شنوی.

هیچ گاه از درد دل هایم خسته نمی شوی آنگاه که زانوی غم بغل می کردم،

تنها تو سنگ صبورم بودی و ناله هایم را می شنیدی.

 آنگاه که امواج خروشان بلا به سوی من سرازیر می شد،

 تو بودی که به فریاد استغاثه ام گوش فرامی دادی.

 آنگاه که دشواری های زندگی، یکی پس از دیگری مرا در تنگنا قرار می داد،

 تو ندای «اَمَّن یجیبُ المضطرّ اذا دعاهُ و یکشفُ السّوءَ» را از من شنیدی

و اجابت کردی. آنگاه که بیماری مرا رنج می داد،

 به ذکر «یا من اسمه دواءُ و ذکرهُ شِفاء» پناه می بردم.

آنگاه که در مرداب گناهانم فرو می رفتم، تو غریو الهی العفو مرا می شنیدی

 و یاریم می کردی. آنگاه که از تو درخواستی می کردم که

 به صلاحم نبود، تو بودی که می شنیدی و حکیمانه اجابت نمی کردی

 و در گوشم عسی أن تُحبّوا شیْئا و هو شرٌّ لکم را می خواندی.

اینک ای خدایی که صدایم را می شنوی!

دوست دارم که این بار تو صدایم کنی…

صدایم کن

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 19:28  توسط golbargkhanoom | 

دلم برات تنگ شده.....اما من...من میتونم این دوری رو تحمل كنم... به فاصله ها فكر نمیكنم ...... میدونی چرا؟؟ آخه... جای نگاهت رو نگاهم مونده.....هنوز عطر دستات رو از دستام میتونم استشمام كنم....رد احساست روی دلم جا مونده ... میتونم تپشهای قلبت رو بشمارم...........چشمای بیقرارت هنوزم دارن باهام حرف میزنن.......حالا چطور بگم تنهام؟؟چطور بگم تو نیستی؟؟چطور بگم با من نیستی؟؟آره!خودت میدونی....میدونی كه همیشه با منی....میدونی كه تو،توی لحظه لحظه های من جاری هستی....آخه...تو،توی قلب منی...آره!تو قلب من....برای همینه كه همیشه با منی...برای همینه كه حتی یه لحظه هم ازم دور نیستی...برای همینه كه میتونم دوریت رو تحمل كنم...آخه هر وقت دلم برات تنگ میشه...هر وقت حس میكنم دیگه طاقت ندارم....دیگه نمیتونم تحمل كنم...دستامو میذارم رو صورتم و یه نفس عمیق میكشم....صدای مهربونت رو میشنوم ...و آخر همه اینها...به یه چیز میرسم.....به عشق و به تو.....آره...به تو....اونوقت دلتنگیم بر طرف میشه...اونوقت تو رو نزدیكتر از همیشه حس میكنم....اونوقت دیگه تنها نیستم
حالا من این تنهایی رو خیلی خیلی دوسش دارم.. به این تنهایی دل بستم...حالا میدونم كه این تنهایی خالی نیست...پر از یاد عشقه.. پر از اشكهای گرم عاشقونه ...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 19:26  توسط golbargkhanoom | 

زندگي جديد با شروعي جديد

با هدفي مشخص

با مسيري مشخص

با موفقيت حتمي!

خدايا به اميد تو! كمكم كن!

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 15:44  توسط golbargkhanoom | 

مي گويند: دكتر است

همزمان مي گويند: مهندس هم هست

او را آقاي دكتر صدا مي زنن! اما مي گويد من مهندسم!

دوست دارم نسبت به بقيه براي او فرق داشته باشم به همين دليل:

او را آقاي دكتر مهندس صدا مي زنم

مي گويند: متاهل است مبادا عاشق شوي!!!

مي گويد: اگر ازدواج كرده بودم دخترم همسن تو بود!

مي گويم: چرا فرزندي نداري

مي گويد: مادرم گفته با دختري ازدواج كن كه هم كيش و دين و ايمان

خودت باشد! با هم بخوريد و با هم از زندگي لذت ببريد!

من هم همينكار را كردم

باز مي گويم : چرا فرزندي نداري؟

مي گويد: من هنوز ازدواج نكرده ام

مي گويم: همه مي دانند تو ازدواج كرده اي

مي گويد: كپي شناسنامه ساختگي دارم وگرنه مرا در اينجا

سكني نمي دادند

مي گويم: باور نمي كنم!

ولي او مي گويد باور كن!!!!

و من عاشق شدم! عاشق باوري كه شايد دروغ باشد

اما دوستش دارم و عاشقش شدم

همانگونه كه از اول عاشق بودم و عشقم را ناديده مي گرفتم!

****

باشد كه به او برسم!

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 20:26  توسط golbargkhanoom | 

وقتي آسمون چشمام ابري ميشه دلم مي گيره

و ميام اينجا فكر مي كنم با نوشتن دلم سبك ميشه

زندگيم پر از درد و غم و لحظه لحظه هاي زندگيم

مثل يه خوره افتاده به جونم و

داره ريشه ي منو مي سوزونه

***

اما در اين ميان

تنها كسي كه توانست مرهم دل شكسته ام باشد

و فشار و بار و سنگيني درد زندگي را از روي دوش نحيف من

بردارد خداوند بود

***

در لحظه لحظه هاي زندگي عاشقانه دوستش خواهم داشت

و در لحظه لحظه هاي زندگي با قدرت تمام بر او تكيه خواهم كرد

و از او طلب كمك و دست نياز به سويش دراز خواهم كرد

باشد كه دستانم را به گرمي يك دوست بفشارد

و استواري وجودش تكيه گاه محكمي براي من

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 22:10  توسط golbargkhanoom | 

 

هر قطره اشک امضاي خداست ,

پاي چشمهايي که آسمان در آنها خلاصه شده است

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 20:34  توسط golbargkhanoom | 

خدایا

رمضان ماه میهمانی توست

من را نیز چون فقیری بی چیز

احترام كن ...

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 18:32  توسط golbargkhanoom | 
دیگر شبیه خودم نیستم!

شبیه دختر شوخ چشمی .....
که روزی اسیر سِحر ستاره های سربی شد ....
و بدنبال پیچش نیلوفران وحشی رفت . . .
وآنسوی پرچین های بلند حماقت گم شد!

دیگر شبیه خودم نیستم!

شبیه دختر ساده دلی که شبی خیالش را باد با خود بُرد . . .
شبی در خواب به آسمان بی ستاره دست کشید . . .
و همراه غازهای وحشی ِ مهاجر از اینجا رفت ... . . .

اینکه در آینه می بینم کسی است غیر از من باور نمی کنی ؟

دیگر تشویش چشمهایم یادم نیست
لرزش دستها و سرخی گونه هایم را بخاطر ندارم
شاید جایی آنسوی رویاهای شبانه دلهره هایم را جا گذاشته ام
و یا اضطرابهایی از جنس عاشقیم را !

هیچکس از من نپرسید
بعد این همه غیبت طولانی ِ نامفهوم
چه بر سرت آمد و باورت را کجا گم کردی؟؟؟
دیگر شبیه خودم نیستم!

شبیه دختر شوخ چشمی .....
که روزی اسیر سِحر ستاره های سربی شد ....
و بدنبال پیچش نیلوفران وحشی رفت . . .
وآنسوی پرچین های بلند حماقت گم شد!

دیگر شبیه خودم نیستم!

شبیه دختر ساده دلی که شبی خیالش را باد با خود بُرد . . .
شبی در خواب به آسمان بی ستاره دست کشید . . .
و همراه غازهای وحشی ِ مهاجر از اینجا رفت ... . . .

اینکه در آینه می بینم کسی است غیر از من باور نمی کنی ؟

دیگر تشویش چشمهایم یادم نیست
لرزش دستها و سرخی گونه هایم را بخاطر ندارم
شاید جایی آنسوی رویاهای شبانه دلهره هایم را جا گذاشته ام
و یا اضطرابهایی از جنس عاشقیم را !

هیچکس از من نپرسید
بعد این همه غیبت طولانی ِ نامفهوم
چه بر سرت آمد و باورت را کجا گم کردی؟؟؟
 
+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 19:18  توسط golbargkhanoom | 

در زندگی همه چيز را از خدا بخواهيد

که اگر برآورده شود نعمت است و اگر برآورده نشود حکمت است

و از غير خدا چيزی نخواهيد

که اگر برآورده شود منت است و اگر برآورده نشود ذلت

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 21:21  توسط golbargkhanoom | 

گفتم: خداي من، دقايقی بود در زندگانيم که هوس مي کردم سر سنگينم را که پر از دغدغهء ديروز بود و هراس فردا بر شانه های صبورت بگذارم، آرام برايت بگويم و بگريم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟

گفت: عزيز تر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی که در تمام لحظات بودنت بر من تکيه کرده بودی، من آنی خود را از تو دريغ نکرده ام که تو اينگونه هستی. من همچون عاشقی که به معشوق خويش می نگرد،باشوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم.

گفتم: پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی، اينگونه زار بگريم؟

گفت: عزيزتر از هر چه هست، اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آيد عروج می کند، اشکهايت به من رسيد و من يکی يکی بر زنگارهای روحت ريختم تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان، چرا که تنها اينگونه می شود تا هميشه شاد بود.

گفتم: آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی؟

گفت: بارها صدايت کردم، آرام گفتم از اين راه نرو که به جايی نمی رسی، تو هرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فرياد بلند من بود که عزيزتر از هر چه هست، از اين راه نرو که به ناکجا آباد هم نخواهی رسيد.

گفتم: پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی؟

گفت: روزيت دادم تا صدايم کنی، چيزي نگفتی، پناهت دادم تا صدايم کنی، چيزی نگفتی، می خواستم برايم بگويی آخر تو بنده من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تو تنها اينگونه شد که صدايم کردی.

گفتم: پس چرا همان بار اول که صدايت کردم درد را از دلم نراندی؟

گفت: اول بار که گفتی "خدا" آنچنان به شوق آمدم که حيفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم، تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر براي شنيدن خدايی ديگر، من اگر مي دانستم تو بعد از علاج درد هم بر خدا گفتن اصرار می کنی همان بار اول شفايت می دادم.

گفتم: مهربانترين خدا ! دوست دارمت ...

گفت: عزيز تر از هر چه هست من دوست تر دارمت ...

خدايا به خاطر همه عناياتی که به من داری ازت ممنونم. تو تمام لحظه های نيازم فقط خواستمت. ولي تو منو واسه هميشه ميخوای . توی اين لحظه های ترديد و تنهايی تنهام نذار. قدرت خواستن و رسيدن عطا کن. به اين وجود ناتوانم  کمکم کن تا من بر زمان حكم برانم، نه آنكه گوش به فرمان بادا بادای ايام باشم ...

خدايا تنهام نزار كه جزتو كسي رو ندارم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 21:19  توسط golbargkhanoom | 

 

اگر به آنچه می خواستی نرسیدی از آنچه هستی نگران نباش.

 

(علی علیه السلام )

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 21:16  توسط golbargkhanoom | 

همیشه حرفهایی می ماند برای نگفتن ،

مقصدهایی برای نرسیدن

و آرزوهایی برای برآورده نشدن ...

آغوشهایی برای هم آغوش نشدن

  لبهایی برای نبوسیدن و

عشقهایی برای نورزیدن.....

و خدایی برای پرستیدن ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 21:13  توسط golbargkhanoom | 

نمی دانم چه حسی هست این عاشقی؟

وقتی می نشینم ، وقتی راه می روم ، وقتی می خوابم

دوستت دارم

وقتی صدایی می اید

دوستت دارم ،

وقتی سکوت است

دوستت دارم ،

چه می کنی با من که چنین راحت همیشگی شده ای ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 20:1  توسط golbargkhanoom | 

زندگی حكمت اوست ،

زندگی دفتری از حادثه هاست ،

چند برگی را تو ورق خواهی زد

مابقی را قسمت !!!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 20:45  توسط golbargkhanoom | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
نام: تو شناسنامه نوشته ... حالا چه فرقی می کنه؟؟؟

شهرت: تو شناسنامه نوشته ... حالا بازم چه فرقي مي كنه؟؟؟

متولد: تو شناسنامه اينو نوشته ولي كي باورش مي شه؟ يه تيكه كاغذه ديگه 1/4/1365

محل تولد: تو شناسنامه تهران هستش شایدم جای دیگه بوده خودم در جریانش نیستم

رشته تحصيلي: چون اينو خودم انتخاب كردم مي دونم نرم افزار هستش ولي بازم نمي شه اعتماد پيدا كرد از اين دانشگاه ها هر چيزي بر مياد

یه جمله: زندگي همچون پيازي است که هر لايه ان را ورق زدم مرا به گريه انداخت

نوشته های پیشین
88/08/01 - 88/08/30
88/07/01 - 88/07/30
88/06/01 - 88/06/31
88/05/01 - 88/05/31
88/04/01 - 88/04/31
88/02/01 - 88/02/31
88/01/01 - 88/01/31
87/12/01 - 87/12/30
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30
87/06/01 - 87/06/31
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
86/03/01 - 86/03/31
86/02/01 - 86/02/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29
85/11/01 - 85/11/30
85/10/01 - 85/10/30
85/09/01 - 85/09/30
85/08/01 - 85/08/30
85/06/01 - 85/06/31
85/05/01 - 85/05/31
//amaar //nazarsanji
 


 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM